چرا اراده بیشتر پاسخی برای مبارزه با هوس های غذایی نیست


بسیاری از زنانی که من در دهه 60 و بالاتر از آنها کار می کنم ، ناامید هستند که پس از چند دهه رژیم گرفتن و تلاش برای یافتن غذا ، هنوز با هوس خوردن دست و پنجه نرم می کنند.

شاید شما هستید؟

شما فکر می کنید اگر فقط خودکنترلی ، نظم و انضباط یا اراده بیشتری داشته باشید ، هویج را در یک مسیر صخره ای انتخاب می کنید و پزشک سطح کلسترول شما را تحسین می کند.

این باور که اراده پاسخگوی هوس خوردن است ، از تجربه شخصی تشکیل شده است.

ممکن است فصلی داشته باشید که بتوانید اراده آهنین را روی غذا اعمال کنید و به نتایج مورد نظر خود برسید. اما به نوعی این فصل زندگی متفاوت است ، و شما نمی توانید به آن رویای تب دار یک سبک زندگی بازگردید.

اما حقیقت این است که اراده برای همیشه دوام نمی آورد. و این به ویژه هنگامی صادق است که زندگی عوامل استرس زای دیگر را بر سر راه شما قرار دهد … مانند ، من نمی دانم … مثلاً یک بیماری همه گیر جهانی؟

متأسفانه مواردی که سعی می کنید بر غذا کنترل کنید ، مانند رژیم غذایی ، هوس و تجهیزات زیاد می تواند به ارمغان بیاورد.

اکثر رژیم های غذایی را می توان در لیست “غذای خوب” و “غذای بد” تهیه کرد.

به خصوص اگر مبتلایان به دیابت از سنین جوانی شروع شده اند ، یا شما سالهاست که در حال فعالیت و فعالیت هستید ، لیست غذاهای بد می تواند احساس محدودیت و حواس پرتی را در شما ایجاد کند و میل شما را به این غذاها افزایش دهد.

علاوه بر این ، دسته بندی قوی غذاها در ذهن ما منجر به “همه چیز فکر می کند یا هیچ چیز” در جایی که شما فکر می کنید وقتی از مقدار کمی از لیست “بد” لذت می برید آن را دم کرده اید …

هورمون استرس کورتیزول – یک نبرد قوی ، هورمون غذا خوردن – می تواند هوس خوردن شدید را ایجاد کند که من آن را “هیولا کوکی” یا “شیطان روی شانه خود” می نامم. در پست اخیر وبلاگ من با عنوان “چگونه بر هوس ها غلبه کنیم” می توانید در مورد چگونگی افزایش کورتیزول و تأثیر آن بر اشتها اطلاعات بیشتری کسب کنید.

هورمون اشتها گرلین در بدن تجمع می یابد ، که شما را از آخرین وعده غذایی شما دور می کند. اگر بین وعده های غذایی طولانی مدت منتظر بمانید ، گرلین اشتها و اشتهای مغز شما را نشان می دهد.

نکته اصلی این است که قدرت نمی تواند به تنهایی با این هورمون های قدرتمند هنگام خوردن غذا مبارزه کند.

یکی دیگر از دشمنان قدرتمند اراده استفاده از غذا برای از بین بردن احساسات است. غذای خسته کننده ، استرس خوردن ، خستگی بیش از حد برای نگرانی در مورد غذا خوردن همه یک ویژگی مشترک دارند: استفاده از غذا برای از بین بردن احساسات ناراحت کننده.

از آنجا که غذا خوردن (به ویژه هنگامی که خوردن غذا ممنوع است) مسیرهای مختلفی را در مغز و بدن شما فعال می کند که شما را خوشحال و مفید می کند ، باعث می شود احساس بهتری داشته باشید.

اشتیاق شما برای پاپ کورن با سرما کم با پیاده روی یا حمام جواب نمی دهد زیرا این فعالیت ها مغز را مانند غذا خوردن تحریک نمی کند.

پاسخ به خوردن احساسی این است که دیگر خودکنترلی نداشته باشید یا بروید. پاسخ این است که برای از بین بردن احساسات خود از * همه چیز * استفاده نکنید و واقعاً آنها را احساس کنید.

احساسات گذرا هستند. هنگامی که آنها را احساس کردید و تکنیک های خاص مراقبت از خود را تمرین کردید ، در نهایت آنها را رها کرده و ادامه دهید. (اگر می خواهید نمونه هایی از این تکنیک های مراقبت از خود را بخوانید ، داستان میشل را بررسی کنید).

احساس احساسات خود به این معنی است که مجبور نیستید آنها را بخورید.

حالا که فهمیدید احساس زندگی از کجا نشأت می گیرد ، اجازه دهید نکات اصلی من را برای رهایی از هوس بدون هوس به شما بگویم.

  1. خوردن منظم غذا – انتظار طولانی بین وعده های غذایی باعث افزایش استرس و هورمون های اشتها می شود ، و این باعث می شود که بیشتر به جای سالاد برای شام به سراغ کیک کوچک بروید.
  2. مراقب کلمات خرابکارانه در ذهن یا گفتار خود مانند “شکست خورده” ، “منفجر شده” ، “باید” باشید – این کلمات نشانه همه یا هیچ تفکری هستند که پیشرفت مداوم در جهت اهداف شما را دشوار می کند.
  3. وقتی متوجه شدید که از غذا برای مراقبت از احساسات خود استفاده می کنید ، برای درمان ریشه های احساسی مشکل خود کمک بگیرید. می توانید راهنمای رایگان من را برای کمک به مبارزه با هوس قند شروع کنید.
  4. زمان هایی را در زندگی خود در نظر بگیرید که به دست آوردن اراده راحت تر بود. به این فکر کنید که آن زمان چه چیزی متفاوت بود.
  5. غالباً ، استرس و مشکلات خواب مقصر اصلی هوس خوردن هستند و با اتکا به آن جنبه های زندگی (یا سایر مواردی که هنگام بازتاب آنها کشف می کنید) می توانید نیروی اراده بیشتری پیدا کنید.

چه نوع غذایی می خواهید؟ برای از بین بردن گرسنگی غذایی چه راهکارهایی را امتحان کرده اید؟ آیا آنها برای شما کار کردند؟ چرا و چرا نه؟