آیا ارزهای دیجیتال مشمول مالیات هستند؟


Poria Hosny توسعه دیرهنگام فینوپیا

اگر ارزهای رمزپایه به عنوان دارایی معامله نشوند، ممکن است طبق قوانین مالیاتی کشورهای مختلف مشمول مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر ثروت شوند.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک به نقل از فینوپیا، هر واحد این ارز دیجیتال در ابتدای سال ۲۰۱۷ زیر ۱۱۵۰ دلار بود و تا ۱۰ نوامبر ۲۰۲۱ (۱۹ نوامبر ۱۴۰۰) به بیش از ۶۸۰۰۰ دلار افزایش یافت و اکنون حدود ۲۰۰۰۰ دلار است. معامله می شوند.

برای چند روز در ماه می ۲۰۲۱ (مه ۱۴۰۰)، ارزش کل کل بازار دیجیتال به ۲ تریلیون یورو (معادل تولید ناخالص داخلی ایتالیا) رسید.

ارزش فزاینده ارزهای دیجیتال در کنار پذیرش فزاینده آنها به عنوان سرمایه گذاری مالی، سوالات مهمی را در حوزه سیاست های اقتصادی مطرح می کند. این صنعت به ویژه نقش بخش دولتی (شامل دولت و بانک های مرکزی) را از نظر عرضه پول، سیستم بانکی و توانایی افزایش مالیات به چالش می کشد.

هنگامی که شخصی به طور منظم مبادلات ارزی انجام می دهد، سود حاصل از این معاملات ممکن است مشمول مالیات (به عنوان مالیات بر درآمد یا مالیات شرکت) باشد.

در برخی از کشورها، مالیات بر این گونه معاملات به حجم معاملات بستگی دارد، اما مشکل اینجاست که با استفاده از برنامه نویسی معاملات، سرمایه گذاران می توانند بسیاری از معاملات را بدون اخذ مالیات طبق قانون انجام دهند.

از سوی دیگر، اگر ارزهای دیجیتال به عنوان دارایی معامله نشوند، بسته به قوانین مالیاتی کشورهای مختلف، ممکن است مشمول مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر ثروت شوند.

به عنوان مثال، در ایالات متحده، ارز دیجیتال به عنوان یک دارایی طبقه بندی می شود و نه به عنوان یک ارز، و اگر شخصی اموال خود را بیشتر از درآمد خود بفروشد، باید مالیات بپردازد.

با این حال، دولت ها هنوز باید دیدگاهی ثابت از طبقه دارایی که دارایی های دیجیتال در آن قرار می گیرند، ارائه دهند. رمزارزها به صورت محاوره ای به عنوان ارزهایی تعریف می شوند که از فناوری بلاک چین پشتیبانی می کنند.

این ارز مانند سایر ارزهای معمولی مورد استفاده و معامله قرار می گیرد، اما بر خلاف آنها قدرت مرکزی ندارد.

اگرچه کشورهای السالوادور و جمهوری آفریقای مرکزی از بیت کوین به عنوان ارز قانونی استفاده می کنند، بسیاری از دولت ها ارزهای دیجیتال را به عنوان دارایی تعیین کرده اند. ارز نیست.

شبکه غیرمتمرکز زیربنای فناوری بلاک چین، ارزش ارزهای دیجیتال را بدون نظارت مقامات بانک مرکزی حفظ می‌کند و فقدان اختیارات بانک مرکزی می‌تواند برای ورود ارزهای جدید مشکلاتی ایجاد کند.

در سیستم مالی سنتی، بانک‌های مرکزی مسئول ضرب و توزیع ارزهای فیات هستند. در نتیجه، بدون چنین مرجعی، ارزهای دیجیتال جدید باید از طریق یک شبکه بلاک چین غیرمتمرکز و فرآیند استخراج معامله شوند.

اگرچه بلاک چین هر تراکنش را شناسایی، تأیید و ثبت می کند، اطلاعات شناسایی کمی در دفتر کل ثبت می شود. ماینرها فقط مسئول ثبت آدرس و مقدار ارز دیجیتالی هستند که کاربران منتقل می کنند.

در نتیجه، مالک آدرس، موقعیت جغرافیایی کیف پول یا سایر اطلاعات شناسایی معامله‌گران در دفتر کل درج نمی‌شود.

علاوه بر یکی از پیامدهای آشکار این امر استفاده از ارزهای دیجیتال در بازار سیاه و بازار کالاهای غیرقانونی است، مودیان مالیاتی نیز می توانند برخی از ارزهای دیجیتال را بدون گزارش در اظهارنامه مالیاتی خود بفروشند.

در نتیجه، دولت مکانیسم‌های محدودی برای شناسایی دستاوردهای این معامله خواهد داشت.

علاوه بر این، از آنجایی که بلاک چین بر روی یک شبکه کامپیوتری بین‌المللی اجرا می‌شود، یک معامله‌گر ارز دیجیتال می‌تواند دارایی‌های خود را در خارج از کشور مخفی کند تا از مالیات در کشور محل اقامت خود جلوگیری کند.

شایان ذکر است که مالیات دهندگان به دلیل نوسانات مکرر ارزهای دیجیتال می توانند به راحتی مبنای هزینه را برای کاهش مالیات تغییر دهند.

بسیاری از کشورها ارزهای دیجیتال را به عنوان دارایی شخصی نامشهود طبقه بندی کرده اند. اموال شخصی نامشهود به هر ملکی گفته می شود که ارزش ذاتی نداشته باشد اما بتوان آن را به ارزش فروخت (مانند نام های تجاری).

مالیات دهندگانی که دارای اموال شخصی نامشهود هستند، تا زمانی که آن را به فروش نرسانند یا به نحوی دیگر از آنها دفع نکنند، مجبور به پرداخت سود آن نیستند.

بنابراین برای تعیین مالیات فروش اموال نامشهود شخصی (مانند سهام) شخص باید بهای تمام شده مال و میزان پول یا اموال دریافتی در ازای آن را تعیین کند.

در تئوری، مالیات بر ارزهای دیجیتال باید از این فرمول ساده پیروی کند، اما به دلیل چالش‌های فراوانی که در محاسبه هزینه ارزهای دیجیتال وجود دارد، با سایر دارایی‌ها متفاوت است.

مالیات دهندگانی که درآمد خود را گزارش می کنند و ارز دیجیتال خود را می فروشند، باید مالیات خود را بر ارزش معاملات در زمان تحصیل دارایی قرار دهند، اما مشکل اینجاست که قیمت و ارزش ارزهای دیجیتال نسبت به سهام، اوراق قرضه یا سایر اوراق بهادار نوسان بیشتری دارد. ابزارهای مالی

بیت کوین تنها در یک روز معاملاتی در سال ۲۰۱۷ چندین هزار دلار نوسان کرد. این نوسانات شدید علاوه بر آسیب رساندن به معامله گران عادی، پیامدهای مالیاتی قابل توجهی برای مالیات دهندگانی دارد که در ازای کالا یا خدمات، ارزهای دیجیتال دریافت می کنند.

اگر شخصی در ازای کالا یا خدمات، و در حوزه قضایی که ارز دیجیتال در آن کالا است، ارز دیجیتال دریافت کند، مبنای مالیات دهنده، ارزش منصفانه دارایی در زمان معامله است.

متاسفانه در ایران در مورد قوانین مالیاتی ارزهای دیجیتال سردرگمی زیادی وجود دارد. آنچه مشخص است این است که مراکز ماینینگ ارز دیجیتال به عنوان واحد تولید و صنعت شناخته شده و مشمول مالیات هستند.

معدنچیان ایرانی تنها در صورتی از پرداخت مالیات معاف هستند که درآمد حاصل از استخراج را به چرخه اقتصادی کشور بازگردانند. در هر صورت، سیاستمداران ایرانی باید با تعریف قوانین و مقررات دقیق، هر چه سریعتر از فرصت های از دست رفته در صنعت ارزهای دیجیتال جلوگیری کنند.